اولین طراح مد ایران چه کسی است؟

همه چیز از وقتی شروع شد که بانوی ارشد فتحعلی شاه، یک مهمانی ترتیب داد و از «الیزابت مک نیل»، همسر «جان مک نیل»، دعوت کرد که در این مهمانی حضور داشته باشد. الیزابت همسر فرستاده بریتانیا به ایران بود که در سال ۱۸۲۷ به دربار فتحعلی شاه آمده بود تا فصل جدیدی از روابط ایران با اروپا آغاز شود.
الیزابت مک نیل، قصد کرد لباس ساتن سپید، تزئین شده با چین‌های توری و همچنین ردای قرمز ابریشمی بر تن کند. لباس او در تضاد با لباس‌ها و جواهرات با شکوه و پر زرق و برق خانم‌های درباری بود. اما همین لباس ساده چشم بانوی اول دربار ایران را گرفت و نقطه شروعی شد بر تغییر لباس زنان دربار قاجار.
اولین طراح مد در ایران,عکس اولین طراح مد

بعد‌ها در سال ۱۸۵۰، «لیدی شیل» با «ملک جهان» مادر ناصرالدین شاه دیدار کرد. او شرحی شگرف از لباس‌های دربار نوشت و در یادداشت‌هایش آورد که چقدر لباس‌های ساده اروپایی‌اش خانم‌های قجری را همزمان مجذوب و متحیر کرده بود.

لباس‌های اروپایی در قاجار
جنیفر اسکارس متصدی پیشین فرهنگ خاورمیانه در موزه ملی اسکاتلند، چندی پیش در گفت‌وگو با «تاریخ ایرانی» درباره تاثیر مد اروپا بر زنان دربار قاجار صحبت کرده بود. او می گوید که چهارمین شاه قاجار و دخترش مهم ترین نقش را در دگرگونی لباس خانم‌های درباری داشته اند. ناصرالدین شاه بر شکل و اندازه دامن‌ها تاثیر گذاشته و تاج‌اللطنه در شب نامزدی و مهمانی عروسی‌اش، همراه با لباسی از ابریشم صورتی با ساتن سفید، توری به سبک عروس‌های اروپایی به سر داشته است.

اولین طراح مد در ایران,عکس اولین طراح مد

به گفته این محقق، برخورد زدیک با مد اروپا به اوایل قرن نوزدهم می‌رسد، زمانی که شاهان قاجار به دنبال توسعه روابط دیپلماتیک با قدرت‌های اروپایی، درباری رسمی در تهران ایجاد کردد. پیش از دوره قاجار اطلاع از لباس‌های اروپایی در میان زنان ایرانی محدود بود. عمده اروپائیان - دیپلمات‌ها، سربازان، تاجران- که به اصفهان پایتخت صفویان سر می‌زدند مرد بودند.
طبیعتا آن‌ها جامه اروپایی بر تن داشتند اما زمانی که لازم بود لباس ایرانیان را می‌پذیرفتند. جامه زنان اروپایی از طریق تصاویر وارداتی از زیبایی‌های مد روز شناخته می‌شد. تصاویری که همزمان توسط هنرمندان ایرانی که تخصصشان در نقاشی از چهره برای آلبوم مشتری‌هایشان بود گرته‌برداری می‌شد.

اولین طراح مد ایرانی- اروپایی
مد روز در سبک اروپایی اواخر دوره قاجار به ایران آمد. در زمان سلطنت ناصرالدین شاه به واسطه نفوذ دخترش تاج‌السلطنه که تحصیل‌کرده بود و از آزادی زنان ایرانی پشتیبانی می‌کرد، این مساله تسهیل شد. به طوری که می توان تاج السلطنه را اولین طراح مد لباس های ایرانی- اروپایی دانست. او در خاطراتش از لباس‌هایی سخن به میان آورد که در سبک و رنگ‌های روشن تجلی اروپایی‌ها بود. همچنین حدود سال ۱۹۰۰ با لباس اروپایی تنگ چسبان پارچه‌ای و گیسوان پوشانده نشده‌اش مدل نقاشی شد.

اولین طراح مد در ایران,عکس اولین طراح مد

لباس زنان دربار، اوایل ترکیبی از نیم تنه (ژاکت)‌های تنگ با آستین‌های بلند با شلواری که به شکل زنگوله تا زانو‌ها می‌رسید، همه ساخته شده از پارچه زربفت ابریشمی و مخمل بود. یک شال معمولا صورت را در بر می‌گرفت و زیر چانه گره زده می‌شد. بسته به وضعیت پوشنده لباس مقدار زیادی از جواهرات آویخته می‌شد.
تغییرات در لباس‌های سنتی بصورت تدریجی از اواسط قرن نوزدهم شکل گرفت و شامل شلوارهای کوتاه‌تر، و دامن‌هایی در اندازه و ضخامت مختلف بود که روی شلوارهای تنگ یا جوراب‌های نازک پوشیده می‌شد. معرفی جامه اروپایی به زنان دربار تدریجی بود و از اواخر قرن نوزدهم شروع شد که شامل انطباق با سبک سنتی است.
برای نمونه کت‌ها با دکمه بسته شدند و خط یقه V شکل داشتند. لباس‌های بلند با کمر تنگ و دامن‌های زخیم که زیر کت پوشیده می‌شد. شنل‌ها روی کت پوشیده می‌شد و برخی مواقع رداهای طرح اروپایی به جای چادر در لباس‌های بیرون از خانه استفاده می‌شد.

اشتیاق ناصرالدین شاه به مد
ناصرالدین شاه فعالانه پوشیدن لباس‌های اروپایی را تشویق می‌کرد. دخترش تاج‌السلطنه نوشته است که ناصرالدین شاه به او - زمانی که هنوز بچه بوده - امر می‌کرده است که لباس‌های اروپایی ترجیحا صورتی و سفید بپوشد.

اولین طراح مد در ایران,عکس اولین طراح مد

بعد‌ها لباس‌هایی که وی در نامزدی و مهمانی‌های عروسی‌اش پوشید ساخته شده از ابریشم صورتی با ساتن سفید بود که با تور سر به سبک عروس‌های اروپایی کامل می‌شد. او به حمایت از پذیرفته شدن لباس‌های کاملا اروپایی در سال ۱۹۰۰ ادامه داد. همچنین عکس‌هایی از زنان درباری در لباس‌هایی برازنده با خط یقه دکولته (یقه باز) به سبک فرانسوی دهه ۱۸۷۰ موجود است.
اندازه دامن‌ها در لباس سنتی متفاوت بود تا آنکه در دهه ۱۸۶۰ کوتاه و خیلی ضخیم شدند. احتمال دارد ناصرالدین شاه بر شکل و اندازه این دامن‌ها تاثیر گذاشته باشد. در جریان اولین دیدار وی از اروپا در سال ۱۸۷۳ وی دامن‌های رقصندگان باله در پاریس را تحسین و در بازگشت آن مدل را به زنان دربار معرفی کرد.

مدپوش ترین زنان قاجاری
تاثیرگذار‌ترین پیش‌قراولان مد در میان زنان دربار قجر به طور مستقیم دارای خویشاوندی با شاه بودند، بنابراین در بالا‌ترین جایگاه اجتماعی بودند. ملک جهان مادر ناصرالدین شاه لباس‌های سنتی با زیبایی والایی می‌پوشید و مرغوب‌ترین ابریشم و مخمل را برای نیم تنه و شلوار‌ها انتخاب می‌کرد. شالی از مروارید و الماس سر می‌کرد، در عین اینکه تعداد زیادی دستبند و گردن‌بند، بازو و گردنش را می‌پوشاند. بعد‌ها، دختر ناصرالدین شاه، تاج‌السلطنه بسیار مد فرانسوی را تحسین کرد و لباس‌های مد روز اروپایی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را بر تن کرد.
واکنش به این تغییرات تا حد زیادی بسته به رویکرد شوهران نسبت به تحصیلات زنان و آداب اروپایی متفاوت بود. مردان محافظه‌کار دگرگونی در لباس‌ها را می‌توانستند بپذیرند اما به اصرار به زنان برای ماندن در خانه و دنبال نکردن حرفه ادامه می‌دادند. تاج‌السلطنه که از امتیاز ثروت و نفوذ برخوردار بود، بی‌وقفه با شوهرش مخالفت می‌کرد، آن چنان که لباس اروپایی را به عنوان نشانه رهایی بر تن می‌کرد و برای آزادی زنان ایرانی کار می‌کرد.

اولین طراح مد در ایران,عکس اولین طراح مد

سرخاب سفیدآب
بعد از آن، آرایش ها تغییر کرد تا با لباس محلی گران‌بهای زنان دربار همسانی بیشتری به وجود بیاید. لوازم آرایش آن دوران از محصولات طبیعی بودند که می‌توانستند در خانه ترکیب شوند یا از بازار خریداری شود. ایده آل آرایش در آن روزها، صورتی صاف و سفید بود که با لب‌ها و گونه‌های سرخ، چشمان و ابروهای تیره معلوم شود.
صورت با ماسکی از لایه‌های پودر که برخی مواقع به رنگ سرب بود پوشیده می‌شد. گونه‌ها با پودر رژ هماتیت قرمز یا قرمز مرمری که همچنین برای لب‌ها نیز استفاده می‌شد، رنگی می‌شدند. چشمان به شدت با سرمه یا کحل که از پودر توتیا ساخته می‌شد طراحی می‌شد. ابرو‌ها به شکل حلال ماه برداشته می‌شد و با ضخامت زیاد به رنگ نیلی جدا از هم یا بهم پیوسته به شکل منحنی ادامه می‌یافت. خال زیبای سیاهی در کنج لب گذاشته می‌شد. همچنین طرح ریز برگ و گل میان ابرو‌ها، روی چانه یا گردن نقاشی یا خال‌کوبی می‌شد.
حنای سرخ برای رنگ کردن پنجه دست و کف پا و همچنین رنگ کردن ناخن‌های دست و پا استفاده می‌شد. دستورالعملی هم برای لوسیون مراقبت از پوست وجود داشت، حاوی خیار برای رنگ صورت و هلو برای نرمی و رطوبت پوست.
آرایش مو هنری خانگی بود که استادانه و زمان‌بر بود. موی بلند مشکی انبوه خوشایند بود و در چند رشته تا کمر زنان بافته می‌شد. گیسو در جلو صورت گسسته و حلقه حلقه بود. موهای بافته می‌توانست با جواهر و روبان تزئین شود. حنا در هر دو مدل استفاده می‌شد و مو را رنگ می‌کرد.

اولین طراح مد در ایران,عکس اولین طراح مد

آگاهی از لوازم آرایش مد روز اروپا در میان زنان دربار محدود بود و از این رو محصولات به راحتی در دسترس نبود. تعداد اندکی از زنان بودند که با محصولات سنتی وداع گفتند. اینجا نیز باز دوباره تاج‌السلطنه پیشگام شد و حدود سال ۱۹۰۰ مد اروپا را به کار گرفت. پرتره وی در لباس اروپایی نشان می‌دهد که او همچنین از آرایش غلیظ حذر کرده و مدل موی ساده‌ای دارد.
گرچه لوازم آرایش اروپایی به طور گسترده‌ای جایگزین لوازم سنتی شد اما برخی از آنان همچنان مورد استفاده قرار گرفت - مانند حنا برای حالت و رنگ‌دهی به مو.
مدل مو در طی دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ از بافتنی‌های استادانه به آرایش سبک اروپای معاصر تغییر پیدا کرد. سالن‌های آرایش مو در تهران و کلان شهر‌ها باز شد چرا که مدل‌های جدید احتیاج به توانایی و آموزش حرفه‌ای داشتند که برای مشتری‌های گران قیمت خصوصی نیز کار می‌کردند.

منبع : vivannews

۹ چيزي كه يك رئيس هرگز نبايد به كارمندش بگويد!

از سلسله مطالبي كه «فوربس» منتشر مي‌كند و جنبه آموزشي دارد، اين‌بار اين نشريه معتبر مديران را هدف قرار داده است تا به آنها بياموزد چه بگويند و چه نگويند.

۱. «حقوق شما را من مي‌دهم پس هركاري مي‌گويم بايد انجام دهيد.»

اين عبارتي ديكتاتورمابانه است. تهديدها و بازي‌هايي از اين دست راه مناسبي براي برانگيختن حس سخت‌كوشي كارمندان يا نشان دادن قدرتتان به آنها نيست. مديران بزرگ كارمندان خود را تشويق مي‌كنند، به آنها انگيزه مي‌دهند و حتي از آنها استفاده مي‌كنند بدون اينكه به چنين عبارت‌هايي نياز داشته باشند. رهبران خوب نيازي به تهديد كردن ندارند. اين عبارت به صورت غيرمستقيم يعني اينكه اگر هركاري مي‌گويم انجام ندهيد شما كارتان و در نتيجه حقوقتان را از دست خواهيد داد. درواقع عصر برده‌داري سال‌هاست به پايان رسيده است.

۲. «شما بايد سپاسگزار باشيد كه چنين مزايايي دريافت مي‌كنيد. شركت‌هاي ديگر فقط بوقلمون يخ‌زده به كارمندان خود مي‌دهند.»

خب البته نياز به توضيح نيست كه به جاي «بوقلمون يخ‌زده» مي‌توان هرچيزي ديگري برحسب موقعيت قرار داد. يك رئيس عاقل، خوب مي‌داند كه اين كارمندان هستند كه در حال توليد و سودرساني به مجموعه تحت امر او هستند و بنابراين اگر مزايايي هم در كار است حاصل
خشم، درشت‌گويي و توهين و تحقير نيزه‌هايي هستند كه مستقيما قلب كارمند را نشانه مي‌گيرند. روسا بيش از همه بايد مراقب رفتار خود باشند و بافرهنگ و حرفه‌اي رفتار كنند. حقيقت اين است كه يك رئيس حتي نبايد جلوي كارمندش ناسزا بگويد، چه رسد به اينكه «به» كارمندش ناسزا بگويد
تلاش همان كارمندان است. تنها يك مدير انديشمند است كه هميشه از اينكه به كارمندانش ـ كه در چرخه توليد سازمان او نقش دارند پاداش مي‌دهد ـ خوشحال است. تكليف بقيه مديران مشخص است؛ نيست؟!

۳. «من ديشب تا ديروقت و صبح پنج‌شنبه اول وقت سركار بودم. شما كجا بوديد؟»

اين كه با گفتن اين جمله از كارمندتان انتظار داشته باشيد ۲۴ ساعت شبانه‌روز و هفت روز هفته در خدمت شما باشد، جز نارضايتي و كاهش روحيه كاري در كارمندان نتيجه‌اي دربر ندارد. اينكه يك رئيس هفت روز هفته را كار مي‌كند هيچ دليلي نمي‌شود بر اينكه يك كارمند خوب و وفادار نيز همين كار را انجام دهد. اصولا وقتي جايگاه اداري اشخاص متفاوت است بايد پذيرفت كه ميزان ساعات كاري افراد نيز متفاوت است. به قول آن مثل قديمي: «هركه بامش بيش، برفش بيشتر.» و مسلما بام يك رئيس خيلي بيشتر از يك كارمند است!

۴. «شما بايد بمانيد. چون زن هستيد، تبعیضی علیه‌تان قائل نیستیم.»

اين جمله را رئيس يك اداره به كارمند مونثش گفته كه به تازگي در زمينه تكنولوژي برنده جايزه‌اي شده بود. درواقع يك رئيس بزرگ هيچوقت تبعيضي بين كارمندانش قائل نمي‌شود كه نياز داشته باشد آن را يادآوري كند. يعني با هركسي مطابق با جايگاه او برخورد مي‌كند. درواقع تفاوت رفتاري بين كارمندان براساس «جنسيت»، «تعلقات مذهبي»، «سياسي» يا «نژادي» تنها موجب آسيب‌پذيري كارمندان مي‌شود. بروز چنين رفتارهايي اگر نگوييم غيرقانوني است بايد گفت زشت و به دور از معيارهاي انساني است. نبايد از ياد ببريد كه شما رئيس هستيد ـ آن هم در ساعات محدود اداري ـ نه برده‌دار يا نژادپرست!

۵. «ما بايد هزينه‌ها را كاهش دهيم.» (آن هم در همان زماني كه جناب رئيس به تازگي ساختمان مجللي را به عنوان دفتر كار خريده است.)

وقتي مشكلات در سازماني رخ مي‌كنند، اين رئيس آن شركت است كه بايد بيشترين بار مشكلات را روي دوش خود بگذارد نه اينكه انواع و اقسام راه‌ها را براي حواله بار مشكلات به دوش كارمندان بكار ببندد. به گزارش اقتصاد ايران آنلاين، هيچ كارمندي رئيسي را كه در بحران‌هاي اقتصادي اداره، زندگي‌اي برخلاف جريان معمول دارد دوست نخواهد داشت. اينكه در مشكلات اقتصادي و شرايط سخت روسا بايد نمونه‌اي باشند براي كارمندان فقط يك شعار نيست، كمي هم مي‌تواند رنگ واقعيت به خود بگيرد!

۶. «نمي‌خواهم شكايت‌هاي شما را گوش كنم.»

به عنوان يك رئيس، شما بايد به صورت مرتب حرف‌هاي كارمندان و حتي گلايه‌هاي انتقادآميز و منفي آنها را گوش دهيد. درواقع يك ليدر بايد با آغوش باز پذيرا و پاسخگوي پرسش‌هاي كارمندانش
اينكه يك رئيس هفت روز هفته را كار مي‌كند هيچ دليلي نمي‌شود بر اينكه يك كارمند خوب و وفادار نيز همين كار را انجام دهد. اصولا وقتي جايگاه اداري اشخاص متفاوت است بايد پذيرفت كه ميزان ساعات كاري افراد نيز متفاوت است
باشد. جرات روبه‌رو شدن با انتقادهاي كارمندان نتايج فراواني در پي دارد كه مهم‌ترين آن تثبيت رياست شما و نشان‌دهنده اعتماد به نفس‌ بالايتان است. حتي زماني كه به عنوان يك رئيس نمي‌توانيد در حل مشكل خاصي به كارمندتان كمك كنيد، صرف چنددقيقه وقت باعث مي‌شود كارمندتان از نظر ذهني به شما وفادارتر شده و شما را به عنوان تكيه‌گاهي براي خودش بداند.

۷. «ما هميشه به اين شيوه عمل كرده‌ايم.»

اين جمله تنها باعث مي‌شود راه براي نوآوري وابداع بسته شود. بهترين عبارتي كه مي‌توان در اين موقعيت استفاده كرد اين جمله است: «براي بهبود اين وضعيت شما چه راهي را پيشنهاد مي‌كنيد؟» بكار بردن جمله اول يعني اينكه شما به‌صورت غيرمستقيم به كارمندتان مي‌گوييد كه او نمي‌تواند و نبايد براي بهبود وضعيتي كه شركت در آن گير كرده است اظهارنظر كند. تنها وظيفه رئيس، مديريت كارمندان نيست بلكه تشويق كردن كارمندان به يافتن راه‌‌حل‌هاي خلاقانه براي حل مشكلات كاري يكي از مهم‌ترين وظايف يك رئيس كاربلد و فهيم است.

۸. «كاري كه انجام داده‌ايد وحشتناك است.»

مديران بايد انتظارات خود را به روشني براي كارمندان بيان كنند. بايد به كارمندان به صورت دقيق درمورد منابع، بودجه، مهلت انجام پروژه و حتي حمايت‌هايي كه مي‌توان براي يك پروژه لحاظ كرد توضيح داد. وظيفه مديران است كه از كارمندان بخواهند آنچه از آنها خواسته شده را تكرار كنند تا بفهمند به درستي متوجه جريان شده‌اند يا نه. اگر كارمندي در انجام كاري به صورت مكرر اشتباه مي‌كند، شايد آن كار با شرايط او همخواني ندارد يا دستورالعمل‌ها را به اشتباه دريافت كرده است. در هرحال تشخيص اين نكته برعهده يك نفر است: رئيس!

۹. «تو كودني. كارمندي بدتر از تو تا بحال نديده‌ام.»

خشم، درشت‌گويي و توهين و تحقير نيزه‌هايي هستند كه مستقيما قلب كارمند را نشانه مي‌گيرند. روسا بيش از همه بايد مراقب رفتار خود باشند و بافرهنگ و حرفه‌اي رفتار كنند. حقيقت اين است كه يك رئيس حتي نبايد جلوي كارمندش ناسزا بگويد، چه رسد به اينكه «به» كارمندش ناسزا بگويد. رياست چيزي است فراتر از دست‌ها را به كمر گذاشتن، چشم‌ها را بستن و دهان را بازكردن. به طور خلاصه بايد گفت كه يك رئيس بايد در انتخاب كلماتش به شدت دقت كند. درواقع مهار كلام بايد در دست‌هاي رئيس باشد.
اقتصاد ایران آنلاین

با اين آزمون بفهميد خشن هستيد يا نه؟

آيا تا به‌حال اين حس به شما دست داده كه همسر يا نامزدتان بيش از حد سر مسائل پيش پاافتاده عصباني ‌شود؟ با انجام این تست می‌فهمید خودتان یا اطرافیان‌تان شخصیت و عادات پرخاشگرانه دارند یا نه. اين تست به شما كمك مي‌كند تا به ميزان پرخاشگري خود يا همسرتان پي ببريد.
به گزارش مرآت به نقل از بولتن نیوز؛آيا تا به‌حال اين حس به شما دست داده كه همسر يا نامزدتان بيش از حد سر مسائل پيش پاافتاده عصباني ‌شود؟ با انجام این تست می‌فهمید خودتان یا اطرافیان‌تان شخصیت و عادات پرخاشگرانه دارند یا نه.
 
وقتي خشن مي‌شويد

پرخاشگري يك هيجان و احساس منفي سركوب‌شده است كه فرد در موقعيت‌هايي كه فرصت دست مي‌دهد آن را به فرد خاص يا شيء خاص يا حتي نامشخصی بروز مي‌دهد. اين احساسات و هيجانات سركوب‌شده به صورت رفتاري يا كلامي بروز داده مي‌شود و اغلب فرد قادر به كنترل آن نيست و ممكن است پس از ارتكاب عمل از عملكرد خود پشيمان شود. به اعتقاد برخي روانشناسان، پرخاشگري شكل ديگري از افسردگي است. به عبارتي، پرخاشگري خشم عليه محيط بيرون است و افسردگي غالبا خشم عليه خود است. افراد پرخاشگر دربيشتر مواقع داراي تحمل پاييني هستند و نمي‌توانند آنچه را كه بر وفق مرادشان نيست قبول كنند؛ درنتيجه عصباني شده و رفتار پرخاشگرانه از خود بروز مي‌دهند. علل پرخاشگري مي‌تواند شخصيتي، خانوادگي، آموزشي، اجتماعي باشد.

  راه‌هايی براي آرامش

تكنيك‌هايي كه مي‌توان براي كنترل پرخاشگري و عصبانیت شدید از آنها استفاده كرد شامل:

1-صميميت با ديگران

2-تامل و سكوت

3-تخليه يعني به‌طور مستقيم جواب خشونت را ندادن (تحقيقات جديد نشان مي‌دهد كه پرخاشگري كلامي و حتي فيزيكي متقابل علاوه بر اينكه خشم را كاهش نمي‌دهد، بلكه باعث افزايش آن نيز مي‌شود.)

4- صحبت كردن در مورد مشكل: بهترين روش براي كاهش پرخاشگري، صحبت كردن در مورد آن است كه به 2 روش گفت‌و‌گو با خود در مورد نحوه مقابله و مواجهه با مشكل و گفت‌و‌گو با فردي كه از دست او عصباني شده‌ايم، است.

5- گذشت كردن

6- انتخاب‌هاي سالم براي پيشگيري از خشم (به منظور اداره و كنترل خشم به خواب منظم، غذاي خوب، لذت از اوقات فراغت با ورزش، موسيقي آرام، قدم زدن در پارك، عبادت و معنويت و... نياز داريم.)

7- بپذيريد كه زندگي هميشه منصفانه نيست؛ تا وقتي كه نپذيريم زندگي هيچ انساني بي‌عيب و نقص نيست، شايد به همه‌كس و همه‌چيز خشمگين ‌شويم.

اين تست به شما كمك مي‌كند تا به ميزان پرخاشگري خود يا همسرتان پي ببريد و همچنين به اينكه بيشتر از چه نوع پرخاشگري‌اي در طول روز استفاده مي‌كنيد.

به اين 34 سؤال براساس كليد جواب دهيد:

1- دوستانم معتقدند من زياد بحث مي‌كنم.
2- معتقدم همه مردم هميشه از قانو‌ن‌شكني استفاده مي‌كنند.
3- من زود از كوره‌ در مي‌روم اما زود هم آرام مي‌شوم.
4- اغلب با ديگران مخالفت مي‌كنم.
5- بسياري از مواقع، احساس مي‌كنم كه در زندگي با من ناجوانمردانه و ناعادلانه برخورد شده.
6- زماني كه افراد با من مخالفت مي‌كنند نمي‌توانم با آنها وارد بحث شوم.
7- بسياري از مواقع، بي‌دليل عصباني مي‌شوم.
8- ممكن است كسي كه مرا عصباني كرده، مورد ضرب و شتم قرار دهم.
9- گاهي فكر مي‌كنم كه چرا درمورد بعضي مسائل اينقدر حس بد و تلخ دارم.
10- مي‌دانم كه گاهي افراد ديگر را تهديد مي‌كنم.
11- كسي كه به من حمله كند با او به‌شدت برخورد مي‌كنم و حتما او را مي‌زنم.
12- مشكل كنترل كردن خلق خود را دارم.
13- اگر به قدر كافي عصباني باشم، ممكن است كار ديگري را نيز خراب كنم.
14- وقتي كه عصباني باشم در را محكم روي كسي كه در اتاق است مي‌كوبم.
15- وقتي افراد پرادعا هستند من فقط براي اينكه به آنها خودم را نشان دهم كاري كه مي‌خواهند را انجام مي‌دهم.
16- وقتي مردم با من مهربان هستند به اين فكر مي‌كنم كه حتما چيزي از من مي‌خواهند.
17- گاهي آنقدر عصباني مي‌شوم كه وسايل را مي‌شكنم.
18- گاهي اوقات درمورد افرادي كه از آنها خوشم نمي‌آيد غيبت مي‌كنم.
19- فرد آرامي هستم.
20- وقتي افراد من را مي‌رنجانند، به آنها مي‌گويم كه در موردشان چه فكر مي‌كنم.
21- گاهي فكر مي‌كنم مردم پشت سرم و در غيابم به من مي‌خندند.
22- وقتي چيزي كه مي‌خواهم را به دست نمي‌آورم، عصبانيتم را نشان مي‌دهم.
23-گاهي تمايل شديد خود را براي زدن كسي نمي‌توانم كنترل كنم.
24- بيشتر از افراد ديگر دعوا مي‌كنم.
25- اگر كسي مرا بزند من هم او را خواهم زد.
26- وقتي كه با دوستانم موافق نيستم كاملا صريح اين موضوع را به آنها مي‌گويم.
27- اگر قرار باشد كه براي دفاع از حقوق خودم از خشم و پرخاشگري استفاده كنم، اين كار را خواهم كرد.
28- من به افراد غريبه‌اي كه خيلي صميمي هستند نمي‌توانم اعتماد كنم.
29- گاهي احساس مي‌كنم مثل يك بمب از عصبانيت خواهم تركيد.
30- وقتي كه فردي من را آزرده كند فقط سكوت مي‌كنم.
31- مي‌دانم كه دوستانم پشت‌سرم حرف مي‌زنند.
32- بعضي از دوستانم فكر مي‌كنند من آدم زودجوشي هستم.
33- بعضي اوقات آنقدر حسود مي‌شوم كه نمي‌توانم به چيز ديگري فكر كنم.
34- من از شوخي‌هاي غيركلامي و هل دادن، مشت زدن، لگدزدن و... خوشم مي‌آيد.

با اين ‌آزمون مي‌فهميد خشن هستيد يا نه 

نمره خشم شما چند است؟

  سريع به مشاور مراجعه كنيد

شما پرخاشگری عملی داريد يا نه؟

سؤال‌هاي 8، 23، 25، 11، 27، 10، 24، 17 نشانه پرخاشگري عملي (يعني داشتن رفتار خشن‌ و آسيب‌زننده) مثل دعوا و ضرب و شتم هستند كه اگر جمع نمره شما به اين سوال‌ها بين 28 تا 32 شود، يعني از پرخاشگري عملي بالايي برخورداريد و به شما توصيه مي‌كنيم كه حتما براي مطرح كردن اين مسئله به روانشناس مراجعه كنيد. اگر جمع نمرات شما بين 24 تا 28 شود يعني شما از پرخاشگري عملي متوسط برخورداريد كه صحبت با يك روانشناس و مشاور به شما پيشنهاد مي‌شود. اگر هم زیر 24 بود یعنی دچار پرخاشگری عملی نیستید.

  زبان شما خشن است؟

شما پرخاشگری كلامی داريد يا نه؟

سوال‌هاي 1،6، 26، 4، 20 نشانه پرخاشگري كلامي (با خشم و توهین حرف زدن) هستند كه اگر جمع نمرات شما بين 16 تا 20 شود،‌ نشان‌دهنده ميزان بالاي پرخاشگري كلامي شماست كه بهتر است از تكنيك‌هاي كنترل آن و همچنين صحبت با يك مشاور يا روانشناس بهره ببريد و اگر نمرات شما بين 12 تا 16 شود شما از پرخاشگري كلامي به ميزان متوسط برخورداريد و بد نيست در مورد شيوه‌هاي آرام كردن خود تحقيق و مطالعه كنيد.

با ديگران دشمنی داريد؟

فكر می كنيد چقدر حس خصومت در شما وجود دارد؟

سوال‌هاي 28، 2،‌ 5، 9، 16، 21، 31، 33 نشانه وجود حس خصومت هستند كه اگر جمع نمرات آنها بين 28 تا 32 شود يعني شما از ميزان خصومت بالايي برخورداريد و به شما توصيه مي‌شود در باورها و عقايد خود تغيير دهيد و در صورت امكان به روانشناس براي كمك گرفتن در تغيير اين نگرش‌ها مراجعه كنيد و اگر جمع نمرات شما بين 24 تا 28 بود يعني شما از حس خصومت متوسطي برخورداريد. (خصومت درواقع داشتن حس پرخاشگري دروني و بد بینی نسبت به دیگران است كه مي‌تواند فرد را به سمت رفتارهاي خشن و پرخاشگرانه سوق دهد.)

چه مقدار پرخاشگری غيرمستقيم در شما وجود دارد؟

شما چه مقدار از مقياس خشم را دارا هستيد؟

سوال‌هاي 15، 30، 34، 13، 14، 18 نشانه مقياس پرخاشگري غيرمستقيم هستند كه اگر جمع نمره شما در اين سوالات بين 20 تا 24 شود يعني از ميزان پرخاشگري غيرمستقيم بالايي برخوردار هستيد كه پيشنهاد مي‌شود به روانشناس مراجعه كرده يا با مشاور مشورت كنيد و اگر جمع نمرات شما بين 16 تا 20 شود شما از ميزان پرخاشگري غيرمستقيم متوسطي برخورداريد كه بهتر است از تكنيك‌هاي كنترل آن و آرام‌سازي خود كمك بگيريد.

  پرخاشگري غيرمستقيم يعني حالتي كه علت عصبانیت و خشم خودرا نمي‌شناسيم؛ مثلا در اتوبوس به اشتباه به فردي برخورد مي‌كنيم و او شروع به پرخاشگري مي‌كند، اين نوع پرخاشگري را كه درواقع زمينه‌هاي قبلي دارد و درحقيقت تخليه هيجان‌هاي قبلي است، پرخاشگري غيرمستقيم مي‌نامند. درواقع اين همان حالت خشمي است كه به‌طور معمول به آن مي‌گوييم: «طرف دلش از جاي ديگر پر بود، اينجا خالي كرد و...»

خشم درونی داريد؟

شما چه مقدار از مقياس خشم را دارا هستيد؟

سوال‌هاي 3، 29، 19، 32، 7، 12، 22 نشانه مقياس خشم دروني هستند كه اگر جمع نمرات بين 24 تا 28 شود اين يعني ذهن شما از خشم دروني بالايي برخوردار است.  (خشم، وضعيتي هيجاني است كه از ناراحتي كم و خفيف تا انفجار عصبانيت مي‌تواند گسترده شود. نشانه‌هاي فيزيكي خشم شامل تند شدن ضربان قلب، افزايش فشارخون و بالا رفتن ميزان آدرنالين در خون است. خشم درونی هر لحظه می‌تواند به خشم بیرونی بیانجامد)

آيا تابه‌حال در موقعيتي قرار گرفته‌ايد كه حس كنيد داريد از عصبانيت منفجر مي‌شويد؟ آيا تا به حال به دليل عصبانيت و خشم دست به كارهايي زده‌اید كه بعدا از انجام آنها پشيمان شده‌ايد؟

پر درآمد ترین شغل های ایران را بشناسید!


دلایل بسیاری وجود دارند که باعث می شوند هیچ کس دوست نداشته باشد کسی از میزان دقیق دارایی اش باخبر شود؛ اینها تنها محدود به قشر پردرآمد جامعه هم نمی شود، اگر به دوروبرتان دقت کنید، حتی آدم های کم درآمد هم به طور دقیق به شما نمی گویند چقدر درآمد دارند!

به گزارش مرات بنابراین پرس و جو درباره پردرآمدترین مشاغل حال حاضر ایران را آغاز کردیم و فهرستی که همراه با توضیح می خوانید حاصل همین جست و جو میان جامعه محافظه کار ایران است! 

متخصص کامپیوتر

کسب درآمد مدرن

دیگر حتی در بقالی ها هم روزگار بدون کامپیوتر سر نمی شود. دنیا مدرن شده و در هر کسب و کاری نیاز به استفاده از کامپیوتر وجود دارد. بعضی مشاغل که حتی بدون این وسیله فلج می شوند، نمونه اش همین روزنامه نگاری که اگر کامپیوتر را از تحریریه ها بردارند همه از ناتوانی به گریه می افتند.
در ماه های واپسین سال گذشته بود که چند روزی استفاده از ای میل ها ناممکن شد. بعدها که کارشناسان حوزه فناوری در یک سایت خبری به تحلیل ماجرا پرداختند، آمارهای شگفت آوری از میزان خسارت های اقتصادی بابت همان چند روز مسدودشدن ای میل ها به دست آمد.
در واقع امروز معاملات تجاری مهم و رد و بدل شدن پول در شبکه های بانکی داخل و خارج کشور توسط اینترنت و از طریق کامپیوتر صورت می گیرد. به این ترتیب برمی گردیم به سر خط ماجرا و همان متخصص های کامپیوتر.

درآمد متوسط: سالانه ۳۰ میلیون تومان
بالاترین درآمد: سالانه ۱۵۰ میلیون تومان 

متخصص و جراح زیبایی

دماغ دانه ای ۷ میلیون تومان

قیمت زیباسازی یک بینی در بازار متخصص های این جراحی متفاوت است. ممکن است شما جراح گمنامی را پیدا کنید که با ۵۰۰ هزار تومان هم دماغ شما را زیر تیغ و چکش ببرد اما در بازار حرفه ای ها قیمت از ۲ میلیون تومان شروع می شود و تا ۷ یا ۸ میلیون هم بالا می رود.
معمولا جراح های حرفه ای و سرشناس دو روز در هفته را به عمل جراحی اختصاص می دهند و سایر روزها را در مطب به ویزیت عمل شده ها و افرادی می پردازند که برای جراحی مراجعه می کنند. در آن روز جراحی هم چهار تا پنج فرد در هر روز مورد جراحی قرار می گیرند.
به طور میانگین یعنی هفته ای ۱۶ تا ۲۰ نفر. این ارقام را که ضربدر ماه های سال و قیمت جراحی توسط حرفه ای ها کنید، ارقام ابتدایی مطلب را به دست می آورید. البته این منهای دغدغه های گونه و لب و پوست و… است که آنها هم برای خودشان رقمی می شوند. با احتساب افت و خیزهای بازار، سفرهای سالانه برای شرکت در سمینارها و… ارقام ابتدای مطلب بسیار نزدیک به واقعیت است.

درآمد متوسط: سالانه یک میلیارد و ۱۵۲ میلیون تومان
بالاترین درآمد: سالانه ۲ میلیارد و ۸۸۰ میلیون تومان 

وکیل خانواده

بازهم جدایی!
تقریبا چند سالی از اینکه شغل وکالت – به شکل تخصصی در زمینه طلاق – تبدیل به یکی از حرفه های پردرآمد در جامعه ایرانی شده است می گذرد. میزان حق وکالت دریافتی بستگی به مسائل مختلفی دارد. مثلا اینکه چقدر مهریه کرده باشید یا چقدر مهریه شما باشد و از آن مهم تر، چقدر این جدایی برایتان مهم است.
به هر حال موفقیت در استفاده از موضوع جدایی تنها مختص به اصغر فرهادی با فیلم جدایی نادر از سیمین نیست، وکلا از خیلی سال پیش از بازار مشاغل ایران با «جدایی» اسکار برده اند!

درآمد متوسط: سالانه ۷۲ میلیون تومان
بالاترین درآمد: سالانه n میلیون تومان بسته به پرونده هایی که گیرتان بیاید 

بازیگر سینما و تلویزیون

پول بازی
دیگر تردیدی وجود ندارد که حداقل رقم دریافتی بازیگران مطرح ایران برای بازی در یک فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی کمتر از ۵۰ میلیون تومان نیست. این رقم بسته به ارزش بازیگر برای گیشه و نوع فیلمی که قرار است در آن به ایفای نقش بپردازد گاهی تا ۲۰۰ میلیون تومان هم می رسد. بعضی بازیگرها دست رد به سینه هیچ تهیه کننده و کارگردان و فیلمنامه ای نمی زنند و این چنین است که مثلا امین حیایی و حامد بهداد مردانی برای تمام فصول پرده سینما در طول سال هستند. اگرچه این هم هست که بازیگرها به ویژه اگر مطرح باشند، خرج بالایی هم برای خودنمایی در جامعه دارند. به هر حال نمی شود که ستاره باشی و پرایدسوار شوی یا گوشی موبایل درپیتی دستت بگیری یا لباس هایت برند نباشد یا… همین دیگر، ستاره بودن خرج هم بسیار دارد.

درآمد متوسط: سالانه ۱۵۰ میلیون تومان
بالاترین درآمد: سالانه ۵۰۰ میلیون تومان 

مربی و بازیکن فوتبال

از ۷۷۷ به ۹۹۹ میلیون
وضعیت پرداخت دستمزد بازیکنان و مربیان فوتبال در ایران شاید در حد سایر کشورهای مطرح در قاره آسیا نباشد اما بازهم بازیکنان و مربیان طراز اول فوتبال سالانه کمتر از ۴۰۰ میلیون تومان دریافت نمی کنند. این البته منهای پاداش هایی است که در طول فصل به دلایل مختلف دریافت می کنند. بازیکنان سطح اول فوتبال ایران تازه این امکان را هم دارند که با یک یا دو فصل بازی در تیم های عربی پول خوبی به جیب بزنند. علاوه بر این بازیکنان و مربیان فوتبال به دلیل محبوبیت در جامعه معمولا از امتیازهایی برخوردار می شوند که شامل حال سایر اقشار نمی شود. مثلا چه کسی حاضر نیست به یک بازیکن محبوب فوتبال در زمان خرید خودرو تخفیف ویژه بدهد؟ تازه اینکه چیزی نیست، بعضی ها حتی خودرو هم هدیه می دهند!

  منبع خبر : باشگاه خبرنگاران